|
نام ارسال کننده :
محمد حسن عامری نسب *بچه محل حضرت معصومه*
تاریخ ارسال متن :
1391:2:9
استاد سلام نمی دانم می دانید چقدر خدا دوستتان دارد یا نه؟ امشب دلم عجیب گرفته بود مبلغ جایزه کمک هزینه کربلا را که در مسابقات وبلاگنویسان عاشورایی هدیه گرفته بودم به پیر زن همسایه مان هریه دادم تا این آخر عمری چشمانش به ضریح مولایمان حسین منور شود. عجیب گرفته بودم گفتم بیایم تفآلی بزنم بر لینک سایت ها این لینک از سایت شما آمد فرصت دهید گریه کند بی صدا فرات با تشنگان
|
|
نام ارسال کننده :
صدف
تاریخ ارسال متن :
1391:1:19
سلام يك شعري خوندم نميدونم از شماست يا نه شما ميگيد؟ ای نگاهت از شب ِ باغ ِ نظر ، شیرازتر / دیگران نازند و تو از نازنینان ، نازتر بايد بگم با اين غزل عاشقي كرديم... فوق العاده بود
|
|
نام ارسال کننده :
حسین کیاء
تاریخ ارسال متن :
1391:1:8
سلام استاد سال نوتون مبارک دوباره عیدی و شادی به پاس این ایام طعنه ی سبزی سبزه به داس این ایام تمامی دنیا چو سبزه گره خورده ست اگرچه که تحویل...، کجاست یاس این ایام
|
|
نام ارسال کننده :
مرتضی عبدی
تاریخ ارسال متن :
1391:1:6
به نام خداوند آنان خدایان خورشيد، اینان خداى زمين ها امّا ببين اى دل من! آن ها کجایند و این ها اى کاش از ما نپرسند: بعد از شهيدان چه کردید؟ آخر چه دارد بگوید انبوهى از نقطه چين ها؟ (بيهوده ماندیم و ماندیم، آسوده رفتند و رفتند) این حلقه را و
|
|
نام ارسال کننده :
مونا
تاریخ ارسال متن :
1390:12:19
سلام به استاد ارجمند تازه چند ماهه که با شما آشنا شدم از وقتی از شعرهای شما داخله نشریمون استفاده کردیم میخواستم بدونم برای اینکه بتونم خیلی خوب بنویسم باید از کجا شروع کنم؟ با تشکر فراوان
|
|
نام ارسال کننده :
رضا رحیق
تاریخ ارسال متن :
1390:12:4
سلام استاد از سایت زیبا و پر محتوایتان که همچون مدرسه ای کلاس به کلاس مطلب در آن احسان میفرمائید لذت بردم و آموختم . درود این حقیر را پذیرا باشید . بسیار سپاسگزارم
|
|
نام ارسال کننده :
اشکان
تاریخ ارسال متن :
1390:12:3
بعضي براي جنگ شعار ميدهند و خودشان از جاده شمال به جبهه ميروند
پيش از آنكه بر من حدّ تهمت جاري كنيد من بر خويشتن حد وجدان جاري كردهام
اللّهمّ عجّل لوليّك الفرج!
|
|
نام ارسال کننده :
ایلیا
تاریخ ارسال متن :
1390:12:2
سلام. الوعده وفا. .. « « خضوع ِ بنفشه » » ..
زانو زده بر پای شما ،هرچه مَلـَک ، در شبِ رحمـانی
قدری ست دراین شب که نداند کسی ادراکِ "چه میدانی؟ "
گل ها همه درصف شده ؛ صافات به عطری که برانگیـزید
نرگس زده زانوی ادب ، چشم به " لب بسته ی خندانی"
سوسن که به ده فـَن ، سخن ازعشق به لب داشته،خاموش ست
خـَم گشت بنفشه ، کـُلـَه انداخت بــرآن مِنبَــر
|
|
نام ارسال کننده :
علی طالبی "رها"
تاریخ ارسال متن :
1390:10:6
یلدای غریبان یلدای شیعیان به سر انجام می رسد شب های سرد راه به فر جام می رسد
از کوفه تا به شام سری روی نیزه هاست امروز کار نیزه به انجام می رسد
هر شب که کاروان اسارت به خواب رفت سیلی به گوش ونوبت دشنام می رسد
چون غصه های دختر ارباب کم نبود یک سر درون طبق به ایتام می رسد
ویرانه های شام مزار سه ساله شد
|
|
نام ارسال کننده :
ح.س
تاریخ ارسال متن :
1390:9:30
کجا بینم ان روی ماهت علی نظر کن به ما ای گل نازنین
|
|
نام ارسال کننده :
ح.س
تاریخ ارسال متن :
1390:9:30
محمد پیام اور حق بود صراط مستقیم راه حیدر بود
محمد شکوه عالم هست و بس که خالق گذارد رود سوی عرش محمد امین امت ودین ماست محمد شفیع امت است در روز جزا
|
|
نام ارسال کننده :
محمد حسن عامری نسب *بچه محل حضرت معصومه*
تاریخ ارسال متن :
1390:9:29
ای کاش شب یلدایی نبود تا آنانکه زیر آسمان شب در کنج یک پیاده رو یا زیر یک پل شبهای سرد را یه روز می رساندند با دیدن شادی آجیل خران اشک غم تحمل یک دقیقه سرمای بیشتر در چشمانشان حلقه نمی زد.
|
|
نام ارسال کننده :
محمد حسن عامری نسب
تاریخ ارسال متن :
1390:9:26
سلام قول من رب رحیم سلام علیکم و رحمه الله نمی دانم پیامم را چگونه شروع کنم فقط می توانم بگویم ای کاش در حضورتان بودم تامی توانستم بر دستان توانمند و بر قلم سبزتان بوسه احترام و عجز بزنم. خداگواه است وقتی دلنوشته هایتان را می خوانم اشکم جاری می شود اشکی که در آن اوج لطافت روح یک شیعه را با تمام سلولهایم حس می کنم دلنوشته هایی که آنقدر زلالند و پاک که می شود روح با صفایتان را از پشت آن لمس
|
|
نام ارسال کننده :
حسین کیاء
تاریخ ارسال متن :
1390:8:27
غدیرآمد بیا قدرش بدانیم بگو لعنت، عدویش را برانیم نبی اینک علی را جان خود کرد بیا مهدی که ما بی جان نمانیم
|
|
نام ارسال کننده :
ابراهیم حسنلو
تاریخ ارسال متن :
1390:8:26
همیشه عاشق باران برهنه می میرد همیشه مرگ خبرهای تازه تر دارد یا عشق
|
|
نام ارسال کننده :
نیلوفر سفید
تاریخ ارسال متن :
1390:8:26
سلام استاد من شعرهاتون رو خیلی دوست دارم از بعضی از اونها هم توی وبلاگم با نام خودتون استفاده کردم. امیدوارم همواره موفق باشید.
|
|
نام ارسال کننده :
طحانی
تاریخ ارسال متن :
1390:8:17
به نام خدا با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما استاد گرامی، سوالی داشتم که بعد از عرایضم مطرح می کنم: اول از همه باید عرض کنم که عجب مصرع زیبایی... « اوج ولایت است این! خود را ندید عباس!! » دست مریزاد مثل همیشه، عالی بود.......... اما استاد، سوال بنده این است که در بیت اول غزل آسمانی شما: « در خود شکست آن شب، از خود برید عباس اوج ولایت است این، خود را ندید عباس! »
|
|
نام ارسال کننده :
پیمان طالبی
تاریخ ارسال متن :
1390:8:14
سلام استاد
ارادتمند
منزل نو مبارک. مانا باشید انشاالله
|
|
نام ارسال کننده :
علی
تاریخ ارسال متن :
1390:7:26
سلام استاد استاد ادبیات ما گفت که شما مثنوی هم دارید ولی من فقط غزل و قصیده در سایت شما پیدا کردم اگر مثنوی دارید در همین سایت قرار دهید تا استفاده کنیم
ممنونم
|
|
نام ارسال کننده :
علی فردوسی
تاریخ ارسال متن :
1390:7:25
سلام استاد.
یک دل از نور و دو لب سوره ی باران آورد خانه نو بود که آیینه و قرآن آورد
منزل نو مبارک
|
|
نام ارسال کننده :
سیاوش پورافشار
تاریخ ارسال متن :
1390:7:8
سلام بر استاد قزوه حضور در سایت شما و خواندن از شما مایه خوشوقتی هر کاربری در این سایت است دست شما درد نکند و اجرتان با حق
|
|
نام ارسال کننده :
حسین کیاء
تاریخ ارسال متن :
1390:7:5
سلام
گریه می کنم امروز
خنده در پیله ی اشک های غم گرفتار است
عمر این پیله تا فرداست
فردا که بیایی...
خنده در پرواز است
|
|
نام ارسال کننده :
سید مهدی افضلی
تاریخ ارسال متن :
1390:6:25
سلام! با افتخار دعوتید به خواندن غزلی با یادی از بزرگان ادب پارسی: بیا دوباره به آغازِ عشق برگردیم به لحظه های غزلسازِ عشق برگردیم... به یادِ حافظ و سعدی، به یادِ فردوسی به شهر ِ توس، به شیراز ِ عشق برگردیم کنار ِ دستِ نظامی، به شوق ِ خاقانی به هفت شهر ِ پر از راز ِ عشق برگردیم به ارتفاع ِ غزل هایِ مولوی برسیم به واژه های نظر باز ِ عشق برگردیم... درود!
|
|
نام ارسال کننده :
سعید بیابانکی
تاریخ ارسال متن :
1390:6:25
شعر ما را به شبه قاره ی هند .... کرد صادر علیرضا قزوه
تبریکات ...
|
|
نام ارسال کننده :
حسین حاجی هاشمی
تاریخ ارسال متن :
1390:6:19
سلام تبریک و به امید دیار
|
|
نام ارسال کننده :
مسافر
تاریخ ارسال متن :
1390:6:9
سلام تبریک
|
|
نام ارسال کننده :
حسین کیاء
تاریخ ارسال متن :
1390:6:8
تا بسیجی ها ز جان خط دفاع محورند
رهبری را حامی و پشت نظام و کشورند
سرنگونی حتمی است بر لشگر کفر و جهود
وعده از حق آمده پیروزی حق بر یهود
|
|
نام ارسال کننده :
محمد فرخ طلب
تاریخ ارسال متن :
1390:6:6
تا بیایی دل من آب شده، دیر نکن
بی خودی این ور و آن ور نرو و گیر نکن
در مسیرت نکند عاشق هر کس بشوی
خلق را با دو سه لبخند نمک گیر نکن . . .
"بعد از یک سال غزلی از من متولد شد. دعوتید به خواندنش."
محمد فرخ طلب
|
|
نام ارسال کننده :
عليرضا بديع
تاریخ ارسال متن :
1390:6:5
طفلان شهر بي خبرند از جنون ما يا اين جنون هنوز سزاوار سنگ نيست...؟
|
|
نام ارسال کننده :
حمیدرضا
تاریخ ارسال متن :
1390:6:5
سلام استاد عزیز چشممون روشن شد درسته که دلتون همیشه جوونه اما کاش یه عکس میذاشتید که جوونتر بود در پناه خدای مهربون باشید همیشه
|